العلامة المجلسي
37
حياة القلوب ( فارسي )
فصل أول در بيان علّت بعثت پيغمبران ومعجزات ايشان است به سند معتبر منقول است كه : مردى از ملاحده به خدمت امام جعفر صادق عليه السّلام آمد وسؤالي چند كرد وبه شرف اسلام مشرّف شد ، كه از جمله سؤالهاى أو اين بود كه : به چه دليل اثبات مىنمائى بعثت أنبيا ورسل را ؟ فرمود كه : ما چون اثبات كرديم به برهان كه ما را خالقي وصانعى هست كه بلندتر است از ما واز جميع آفريدهها ، وأو منزّه است از آنكه خلق أو را توانند ديد ، يا أو را لمس توانند كرد ، يا بر أو گفتگو توانند كرد ، ودانستيم كه أو صانع حكيم است وهر چه حكمت ومصلحت بندگان در آن است از أو صادر مىگردد ؛ پس ثابت شد كه بايد سفيران ورسولان از أو در ميان خلق باشند كه كلام أو را به بندگان أو برسانند ، وايشان را دلالت نمايند بر آنچه مصلحت ومنفعت ايشان در آن است ، وبقاء ايشان به آن است ، وترك آن موجب فناى ايشان است . پس ثابت شد كه بايد امر كنندگان أو رسانند وايشان پيغمبرانند وبرگزيدههاى أو از ميان خلق أو كه حكيمان ودانايانند ، وحق تعالى ايشان را به علم وحكمت تأديب نموده است وايشان را مبعوث به حكمت گردانيده است كه با ساير مردم شريك نيستند در أحوال وصفات ايشان ، هر چند به ايشان در خلقت وتركيب ايشان شبيه وشريكند ، ومؤيّدند از جانب حكيم عليم به علم وحكمت ودلايل وبراهين وشواهد ومعجزات كه دلالت بر صدق دعوى ايشان نمايد ، از مرده زنده كردن وكور وپيس را شفا بخشيدن وأمثال آنها از أموري كه ساير مردم از اتيان آن عاجزند وبه اين علّت اين معنى